مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
490
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
تكليف داراى اطاعتها و مخالفتهاى متعدد است . در پاسخ به اين سؤال برخى از بزرگان علم اصول ، منشأ آن را تفاوت ميان اوامر و نواهى دانسته و توجيهات مختلفى ارائه نمودهاند . 1 . مرحوم « آخوند خراسانى » اعتقاد دارد صيغه نهى ، مانند « لا تشر » ، اطلاق دارد و اين اطلاق در صيغه امر وجود ندارد ؛ بنابراين صيغه نهى بر ترك شرب خمر دلالت مىكند ، چه با آن مخالفت شده باشد و چه نشده باشد . 2 . به نظر مرحوم « نايينى » همانطور كه در باب اوامر ، گاهى تكاليف به عام استغراقى تعلق مىگيرد و نسبت به آن مخالفت و موافقتهاى متعدد مطرح است ، در باب نواهى نيز چنين است . بنابراين « اشر الخمر » و « لا تشر الخمر » از نظر ماده يكسان بوده و هر دو بر طبيعت دلالت دارد ، اما هيئت نهى بر خلاف هيئت امر ، بر عموم استغراقى دلالت مىكند . 3 . مرحوم « محقق اصفهانى » ( صاحب حاشيه بر كفايه ) فرق را با آوردن سه مقدمه بيان مىكند : أ ) معناى هيئت « لا تفعل » طلب ترك است ؛ ب ) « طلب فعل » در اوامر ، طلب شخصى و جزئى است ، اما « طلب ترك » در نواهى ، كلى است . ج ) وقتى طلب ترك ، كلى و متعلق آن ( شرب خمر ) نيز كلى باشد ، عقل حكم مىكند كه داراى موافقتها و مخالفتهاى متعدد باشد . 4 . مرحوم « محقق بروجردى » تفاوت بين امر و نهى را در تفاوت حصول تمام غرض مولا مىداند ؛ به اين بيان كه : از آن جايى كه امر مولا ، اگر موقت نباشد ، عصيان تحقق پيدا نمىكند ، پس اين بحث در واجبات موقت است . در اين واجبات با وجود يك فرد از افراد مأمور به در خارج ، تمام غرض مولا حاصل مىشود و امر ساقط مىگردد ؛ اما اگر معصيت صورت گيرد ، مثل آنكه مولا نماز ظهر روز چهارشنبه را واجب كرده و مكلف با آن مخالفت مىكند ، در اينجا امر ساقط مىشود ، اما نه به دليل عصيان ، بلكه به دليل اينكه محال است نماز ظهر روز چهارشنبه را در شب آن يا وقت ديگرى بهجا آورد . اما در نواهى ، تمام غرض مولا در صورتى حاصل مىشود كه تمامى افراد منهى عنه ترك شود و چون ملاك سقوط نهى ، برآوردن همه غرض مولا است ، با مخالفت برخى ، غرض مولا نسبت به افراد ديگر ساقط نمىشود . « 1 » نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 394 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 536 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 319 - 317 ) . خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 107 . سكوت معصوم ر . ك : سنت تقريرى سلب نعتى ر . ك : عدم نعتى [ سنت ] سنت ( احكام ) ر . ك : استحباب سنت ( دليل ) گفتار ، كردار و تقرير معصوم عليه السّلام سنت ، يكى از ادله اربعه و پس از قرآن دومين منبع اجتهاد است . لغتدانان ، معانى گوناگونى براى « سنت » برشمردهاند ، كه برخى از آنها عبارت است از : 1 . دوام و استمرار : طبق اين معنا ، « سنت » يعنى ادامه دادن ، و اين معنا از گفتار اعراب گرفته شده است كه مىگويند : « سنّت الماء اذا و آليّت فى صبّه » . عرب به ريزش پياپى آب « سنت » مىگويد ؛ 2 . راه و روش پسنديده : طبق اين معنا ، هرجا واژه « سنت » مطلق و يا با قيد « حسنة » به كار رود ، به معناى شيوه و روش نيكو است و براى اينكه معناى شيوه نادرست و ناپسند را افاده كند ، بايد مقيد به قيد « سيّئه » شود ؛ 3 . راه و روش : بنابراين معنا ، به روشى كه مردم از آن پيروى كنند و براى آنان به صورت عادت درآمده باشد چه نيكو و چه ناپسند سنت گفته مىشود . اما سنت در اصطلاح اصوليون به معناى گفتار ، كردار و تقرير معصوم عليه السّلام است ؛ به اين معنا كه اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امامان معصوم مطلبى عليهم السّلام را فرموده و يا عمل كردند و يا ديگرى انجام داد و آنها آن را تأييد كردند ، به آن سنت گفته مىشود . اصوليون اهل سنت فقط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را معصوم مىدانند ، اما عالمان شيعى ، حضرت فاطمه عليها السّلام و ائمه اثنى عشر عليهم السّلام را هم معصوم مىدانند . نكته : ميان سنت و قرآن سه فرق وجود دارد : 1 . قرآن كلام وحى است و در مقام تحدى و اعجاز نازل شده ، ولى سنت اين خصوصيت را ندارد ؛ 2 . قرآن قطعى الصدور و سنت غالبا ظنى الصدور است ؛ 3 . در قرآن معمولا كليات احكام و قوانين بيان شده ، ولى در سنت جزئيات و فروع احكام نيز بيان گرديده است . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 53 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 63 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 116 - 115 ) . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص ( 123 - 121 ) .
--> ( 1 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 452 - 433 ) .